X
تبلیغات
رایتل

تأملی در ماهیت ومبانی طنز

1391/09/02

تأملی در ماهیت ومبانی طنز


جواد نوری
طنز نویسی دشوار است و دشوارتراز آن نوشتن دربارهی طنز است واین نکته ایست که تقریباً تمامی طنز نویسان ونظریه پردازان ادبی بدان معترفند.نوشتهی حاضر نیز با اذعان به مشکل بودن پرداخت به طنز با همهی کاستی ها سعی در معرفی طنز وتشخیص وجه تفاوت آن با هم خانواده هایی نظیر؛ هزل، هجو، فکاهه، لطیفه کاریکلاماتور و… دارد.


طنز
طنز در لغت به معنای به سخره گرفتن، طعنه زدن، سرزنش کردن، استهزاء و ناز کردن است.1
در اصطلاح و عرف ادبی به اثری اطلاق می گردد که جنبه های بد رفتاربشری و نقاط ضعف اخلاقی و فساد های اجتماعی معضلات ومشکلات واشتباهات وکجروی های فردی را به شیوهای اغراق آمیز، زشت تر و بد ترکیب تر از آنچه هست باز می نماید وفی الواقع طنزپرداز با هدف اصلاح نا بسامانیها و ناهنجاریهای اخلاقی و فردی و اجتماعی دست به استهزاء و تمسخر آداب ورسوم رایج یا افراد و اشخاص حاضر در جامعه می زند. شاید به همین دلیل اکثر آثار طنز جنبهی سیاسی و اجتماعی دارد ودر حقیقت نشان ِشوریدگی واعتراض هنرمند طنز پرداز به اوضاع و احوال حاکم بر جامعهی خود یا به طور عام کل جامعه بشری می باشد از این منظر طنز یکی از مؤلفه هایی ست که می تواند در سایر جنبه ها ومظاهر دیگر هنر، غیر از ادبیات، همچون تئاتر (ادبیات نمایشی)،هنرهای تجسمی،عکاسی،نقاشی،کاریکاتور و... نمود پیدا کند وبه عنوان زبان مشترک هنری بین تمام انسانها مورد استفاده قرارگیرد، این مهم زمانی واضح تر و روشن تر به نظر می رسد که بدانیم هر اثر هنری مکتوب در سایه ترجمه از آسیب های احتمالی مصون نبوده واحتمال از بین رفتن نکات ریز فنی وهنری آن اثر وجود دارد ولی در یک اثر هنری طنز آمیز هیچگاه روح اثر در سایه ترجمه از بین نرفته و به هر زبان ،ِغیر از زبان خود ترجمه گردد مفهوم اصلی اثر نیز منتقل می گردد نظیر ترجمهی ضرب المثل ها و نمایشنامه ها و سخنان ِحکیمانه و...
معمولاً در ایران، اغلبِ آثاری که در ژانر کلی شوخ طبعی نوشته یا گفته می شوند با عنوان طنز نام گذاری شده و از مقولات دیگر شوخ طبعی نام نمی برند وبه همین جهت در ایران نمی توان تفاوتی بین ِفکاهی نویس و طنز پرداز قایل شد یا مقولاتی چون خنده، شوخی، فکاهی، طنز، طنز سیاه، فانتزی، هجو، هزل و... را از همدیگر تفکیک کرد 2
تفاوتهایی که طنز با مقوله هایی نظیر: هزل،هجو،لطیفه فکاهی، بذله، کاریکلماتور، آیرونی، پارودی، بورلسکو و...دارد عبارتست از:
هزل:
طنز، جدیّ ست ولی هزل شوخی، خاستگاه و سر چشمهی طنز روح صاف وصادق وطبع سلیم است ولی هزل فقط از طبعی شوخ وشنگ مایه دارد؛ طنز، حکیمانه طعنه می زند ولی هزل موزیانه می خندد ومی خنداند وکاری به تأثیر نهایی ندارد، طنز شلاق انتباه وبیدار باش برای فرد واجتماع است با کمال احترام وخیر خواهی ودر عین حال از موضع ِقدرت نه ضعف وسستی وبیچارگی، متین وبا وقار است وهتاک وپرده در نیست حضور طنز همیشه توأم با شرم وخویشتن داری است ولی هزل چنین نیست .
هجو :
نکوهش وعیوب کسی را آشکارا و بدون پرده برشمردن، نقطهی مقابل مدح، عموماً برخاسته از حس کینه و بد خواهی است وبیشتر جنبهی شخصی دارد وتقریباً، همین مشخصات تفاوتهای عمدهی آن با طنز را مشخص می سازد. هجوها در زبان فارسی عمدتاً به زبان شعر سروده می شوند، چنانکه ذکر آن گذشت بیشتر شخصی است اگر چه می تواند هر از گاهی در ابعاد دیگر، یعنی اجتماعی بودن نیز مطرح شود که اینگونه هجوهای عمومی واجتماعی را به عنوان شهر آشوب می شناسند و نمونه های فراوانی از این نوع هجو در ادبیات فارسی می توان سراغ گرفت. نظیر؛ شعر سنایی درکارنامهی بلخ، شعر یغمای جندقی در مذمت وهجو مردم زواره وشعر منسوب به انوری در هجو مردم بلخ و...
لطیفه:
روایت داستانی بسیار کوتاه، موجز، مفرح وشادی آور دربارهی یک شخص یا یک قوم یا یک اجتماع و ملیت که برای ایجاد خنده وشادی به کار می رود.
لطیفه ها عموماً، به قصد شوخی وسرگرمی وافشاگری ارایه می گردند و عقاید خاص و جنبه های معینی از خصو صیات شخصی وشخصیتی واجتماعی یا موقعیتی را به صورت مبالغه آمیز نمایان می سازند. بهترین لطیفه ها آنهایی هستند که در کوتاه ترین جمله ها غافلگیرکننده ترین نتیجه را نشان دهند.
ساختار لطیفه :«هر لطیفه دارای دو جزءاست، جزء اول (setup)را مقدمه وبنیان لطیفه می دانند. یعنی آنچه مخاطب باید دربارهی وضعیت زمان و مکان و شخصیت های حاضر در لطیفه بداند و جزء دوم جملهی اصلی یا لپ مطلب ( punenline )است که این جمله می تواند رخداد یا حادثهی اصلی را تعریف کند، نتیجه، حاصل ترکیب این دو جزءاست و شنونده یا خواننده باید فوراً مفاهیم این دو جزء را باهم ترکیب کرده، آن را با اندوختهی ذهنی خود باز خوانی کرده، با درک نشانهها، سمبل ها و نمادهایی که گوینده یا نویسنده در هر دو جزء لطیفه گنجانده به نتیجه پی ببرد و واکنش نشان دهد.3
مثلاً ؛ اولی: رفیق چرا پات شکسته ؟ دومی: اون چاه رو می بینی؟ اولی: آره. دومی: من ندیدم. و مثالهایی از این قبیل.
شیوههای ایجاد و ابداع لطیفه بسیار زیاد ومتنوع است که به طور کل، می توان به کلیاتی چون ایجاد تضاد، تناقض، نا هماهنگی، عدم تناجس، ناهنجاری وغافلگیری اشاره کرد.
برای اینکه یک لطیفه مؤثر باشد باید نوعی احساس مشترک و درک مشترک بین گوینده و مخاطب وجود داشته باشد و این درک مشترک، به داشتن فرهنگ مشترک برمی گردد تا سوا بق ذهنی را در باورهای یک قوم یا مجموعهای از ملتها به وجود آورد به همین جهت لطیفههایی که برای یک ملت بسیار خنده دار است شاید برای ملت دیگر اصلاً قابل درک نباشد، چه رسد به اینکه آنها را بخنداند.5

فکاهی یا همور (humor)
شوخی یا مطلب خنده داریست بر خلاف مقوله ای همچون بذله. حالت پر خاشگرانه ندارد و از خوش مشربی گوینده نشأت می گیرد و بیشتر نگرشی ست بر ضعف ها وبلاهاتِ خَلقی و خُلقی و به قول مرحوم عمران صلاحی : فکاهی هزلی ست دارای جنبه ی عمومی.6
همور: ریشهی این واژه، کلمه یونانی (humorem)است این لغت در فرهنگ و لغت نامه های امریکایی و انگلیسی به صورت (humor)نوشته می شود ،در فرهنگ قدیم یونان(humoralmedicine)، نوعی باور پزشکی بود که عقیده داشت تعادل وسلامتی بدن انسان به وسیله چهار طبع یا چهار حالت مزاجی؛ خون، بلغم ، سودا و صفرا ایجاد می شود و طبق همین قاعده، انسانی، سالم ومتعادل بود که چهارطبع بدن او در حالت نرمال قرار داشت و یک چنین انسانی می توانست با دیگران رفتاری در خور پسند داشته باشد، به دیگر سخن تعریف هُمور : عبارتست از توانایی و قابلیت اشخاص وموقعیت ها برای بر انگیختن احساسات، سرگرمی، خنده وشادی در دیگران.7

بذله:
نکته ظریف و زیرکانه ایست که موجب خنده وانبساط خاطر شنونده می شود یا به عبارتی شوخی هوشمندانه ایست که از نظرعقلی خوش آیند باشد. تفاوت بذله با شوخی وفکاهی در این است که شوخی وفکاهی بیشتر نگرشی است مستقیم به نقطه ضعفها واعمال ِبلاهت آمیز مردم، در صورتی که بذله همزمان با به وجود آوردن حالت مفرح و شاد یا ایجاد خنده اندیشه و ادراکی را نیز به نمایش می گذارد.

کاریکلماتور :
از ترکیب دو کلمه، کاریکاتور به وجود آمده، مبدع این واژه احمد شاملو است وعموماً به سخنانی کوتاه، حکیمانه وآمیخته به طنز اطلاق می شود که گاه به جملات قصار نزدیک می شود و گاه تا مرز ضرب المثل شدن پیش می رود واغلب پیامی در خود نهفته دارد .
بارز ترین نمونه برای کاریکلماتورآثار پرویز شاپور می باشد :
ـ چوب کبریت بر اثر سوختگی در گذشت. سیگار خاکستر نشین شد.
ـ مطالعه در گورستان، احتیاج به ورق زدن سنگ قبرها ندارد.
ـ در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.

آیرونی(iron)
روشی برای آفرینش شوخ طبعی است یا نوع و شکلی از بیان که در آن مفهوم مجازی پنهان و نهفته است یا شیوه ای در ایجاد هویتی مجازی بوسیلهی کلمات و جملات متناقض و متغیر که با معانی خود به کار می روند، تعریف شده است. به کار گیری این تکنیک باعث می شود که خواننده یا شنونده (مفهوم،حالت یا احساسی) را درک کند که مطابق آنچه نوشته شده است نباشد. مثلاً در جمله؛گل بود به سبزه نیز آراسته شد تنها شنونده نمی تواند حالت خوش آیند گل وسبزه را درک کند بلکه در جمله هویتی مجازی نیز هست که خبر از وقوع پیشامدی ناگوار وناخوشایند دارد.8

پارودی(parody)
نوعی دیگر از تکنیک ها برای ابداع شوخی وشوخ طبعی .زادگاه این واژه یونان است از ترکیب دو واژه ( par ) و(ode)به وجود آمده.

طبق تعریفی که استاد محمد رفیع ضیایی در مقولات کلی شوخ طبعی ذکرمی نماید.این دو واژه «پار»به معنی آواز فرعی وکمکی یا متمم یک سرود و«اوُدی»به معنای آواز وترانه است و واژه لاتین (paradia) نیز از همین کلمه ی یونانی گرفته شده و معادل انگلیسی آن (moekpoem) به معنی شعر تقلیدی است.8
روش به کارگیری این تکنیک چنین است که نویسنده یک اثرهنری شناخته شده را به صورت مضحک تقلید وباز آفرینی می کند یا در واقع نقیضه ای برای آن اثر هنری به وجود می آورد که نوع تقلید یا نقیضهی تولید شده حتماً و ناگزیر به جهت ایجاد خنده و آفرینش شوخ طبعی صورت می گیرد.
تقریباً مباحث مبسوط وکامل نقیضه وخود واژه پارودی در کتاب مرحوم اخوان ثالث با عنوان نقیضه ونقیضه سازان آمده است.این روش از نویسندگی همیشه طرفداران زیادی داشته و در میان مخاطبان نیز جایگاه مقبول و ویژه ای دارد اگرچه عموماً نقیضه سازان را جزو هنرمندان ِطراز اول و مبتکر به شمار نمی آورند معهذا نقیضه سازی در ادبیات کلاسیک ایران و حتی در دوره معاصر بیشترین آثار طنز را به خود اختصاص داده است.
از اهدافی که یک نقیضه ساز در اثر خود دنبال می کند:
ـ اظهار فضل و قدرت نمایی یا اثبات برابری وبرتری شخص ِنویسنده یا شاعر با نویسنده یا شاعر متقدم
ـ بهره گیری از تناقض موجود بین فضای اثر هنری وسوژه مورد نظر برای خلق اثر کمیک وخنده دار.
ـ شوخی با شیوه نگارش،اصطلاحات خاص وتکیه کلام های یک نویسنده یا شاعر متقدم.

بورلسک(burlesque):
معنای لغوی این واژه نیز به معنای تقلید خنده آور،انتقادی و هجو آمیز است که با استفاده از روش تقلید به سایر ادوات شوخ طبعی چون: لطیفه،فکاهی،طنز و...دست می یابد.10
آنچه در این روش نیز خود نمایی می کند اعم از بورلسک ساده تا بورلسک های عمیق و ورزیده همان تقلید است زیرا روش بورلسک در آفرینش شوخ طبعی حتماً باید برای دست یافتن به زیر مجموعه ی شوخ طبعی به کار گرفته شود. بنا به مهارت یک بورلسک نویس، دو نوع تقسیم بندی سبکی وموضوعی رایج است که اصطلاحاً به بورلسک عمیق وسطحی مشهور است.

طنز از دیدگاه بزرگان وطنز پردازان :

1.طنز واکنش ذهنی آدمی ست در برابر حدیث احمقانه و تبهکارانه ی جهانِ عینی،آنکه به طنز پناه می برد هم به خود وهم به دیگران می خندد . اکتاویوپازـ نویسنده وشاعر مکزیکی 11


2.طنز وطعنه (نحوه ی وارونه گویی)، آمیزشی است از شور وشوق اخلاقی که در محکمه ی وجدان آدمی دائماً ضمیر وباطن را مورد تاکید قرار می دهد. کی یرکه گور12


3.طنز وطنز نویسی ادای یک تکلیف اجتماعی ست.طنز سیلی محکمی ست که به صورت مسموم می زنند تا خوابش نبرد،هدف کمک به ادامه حیات اوست،مثل فشاری ست که به قفسه ی سینه ی یک مغروق وارد می شود،چه بسا دنده ایش را هم بشکند اما ریه هایش را فعال و حیاتش را تضمین می کند کیومرث صابری فومنی(گل آقا) 13


4.طنز به معنی به تمسخر گرفتن عیب ها ونقایص به منظور تحقیر یا تنبیه از روی غرض اجتماعی و آن صورت تکامل یافته ی هجو است عمران صلاحی

5.طنز تصویر هنری اجتماع نقیضین وضدین14
دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
6.طنز در کلام نمک در طعام است همانطور که اگر بهترین غذا ها را طبخ کنند ولی نمک نداشته باشد قابل خوردن نیست کلام بدون طنز هم تقریباً همین گونه است.
منظور طنز نویس این نیست که با شرح تمسخر آمیز نادرستی ها و پستی ها،فقط مردم را بخنداند هدف عالی او از توصیف پلیدی ها تعریف ضمنی پاکی هاست و ترغیب جامعه به سمت پاکی ها ودرک زیبایی ابوالقاسم حالت 15


7.اولاد آدم از دو نعمت برخوردارند که بدون آنها روزگارشان جهنم می شود اول طنز وطعنه ،دوم ترحم آناتول فرانس 16
بر اساس تعریفی که از طنز ارایه شد ونیز با عنایت به نقطه مشترک بین این تعاریف می توان عنوان کرد که بنیان طنز بر پاکی و خیر خواهی است ودر حقیقت اصل طنز است و فرع آن از انتقاد واعتراض و شوریدگی تشکیل شده و به عبارت بهتر ساختار ظاهری طنز کاملاً
هنری است ظاهر و جلوه ای آراسته وزیبا که با استفاده از بالاترین بلاغت کوشش در تشریح موقعیت متناقض اجتماعی ،سیاسی و ... دارد واین دو وجه در طنز چنان در هم تنیده و به هم آمیخته اند که ضرورتی بر تفکیک آنها احساس نمی شود این مسأله در مقولاتی نظیر هجو وهزل صحیح نیست چون در هجو وهزل ، کفه به سود معنا سنگین است واعتراض و پرخاشگری موجود در اثر اغلب مستقیم است وبیشتر جنبه خطابه ای و روایی دارد و صنعت تشبیه در آن حرف اول را می زند ولی در طنز این طعنه وکنایه و استعاره است که خود نمایی می کند.
از آنجا که هجو وهزل پدیده ای است با رنگ وبوی کاملاً شخصی و انتقام جویی که صمیمیت در آن بسیار کم احساس می شود حال آنکه طنز پرداز با اشراف و آگاهی نسبت به تناقض و نا برابری وبی عدالتی فردی و اجتماعی با وقاری ستودنی ومتانتی آهنگین سعی در مبارزه با آن دارد و هیچگاه پا را از حریم ادب وحیا فرا تر نمی نهد ،اما در هزل وهجو این وقار ومتانت شکسته وکمرنگ می شود و از همین جا مشخص است که با از بین رفتن متانت و وقار، صمیمیت اثر هم از بین می رود یا کم می شود. آنچه تا کنون عنوان شد عمدتاً ناظر به مفهوم طنز ومعانی ومفهوم آن و تفاوت های آن با سایر مقولات شوخ طبعی بود امّا طنز از نظر مضامین که با توجه به محدود بودن مقاله حاضر فقط به ذکر عنوان آنها بسنده می شود:
1.طنز فردی
2. طنز خصوصی ،در این دو وجه اخیر بیشتر غرض شادی و التذاذ نفسانی است.
3. طنز عرفانی،که به نسبت،عنایت کمتری بدان شده است واسرارالتوحید محمدبن منور ،تذکرةالاولیا عطار ،گلستان سعدی و آثار حافظ و مولوی نمونه های بارز آن هستند.
4.طنز فلسفی ،غزلیات حافظ ،رباعیات خیام و... که با طرح سؤالاتی از چند وچونِ کار جهان نمایندگان برجسته ی این نوع طنزاند.
5. طنز اجتماعی ،عمده ترین نوع طنز گویی وطنزنویسی
است که گسترش ونفوذ زیادی دارد تا آنجا که برخی طنز را فقط در آن خلاصه کرده اند و به مجرد شنیدن نام ِ طنزبه یاد آن می افتند که البته نابجاست طنزاجتماعی تنها یکی از اشکال و انواع طنز است که در ایران کاربرد فراوانی دارد با سوژه هایی همچون گرانی وتورم ،فقر ،رشوه خواری،پولشویی، اختلاس،احتکار،...
6.طنز سیاسی،اوج طنز ادبیات ایران تقریباً در این نوع طنز خلاصه می شود واین دو نوع متأخر (سیاسی،اجتماعی)در ادبیات ما حضور چشمگیری دارند و بیشترین طنز را به خود اختصاص داده اند.اوج حضور طنز سیاسی درادبیات ایران از دوره مشروطه تا وقوع انقلاب اسلامی ایران است که گسترش قابل توجهی یافته است اشعار عارف،دهخدا،میرزاده عشقی،نسیم شمال،نیما یوشیج،ایرج میرزا و...و از متأخرین کیومرث صابری ،ابوتراب جلی،ابوالقاسم حالت ،باستانی پاریزی،ایرج پزشکزاد و...و ظهور مجله ها وروزنامه های متعددطنزاز قبیل :باباشمل،ملانصرالدین،آذربایجان،توفیق،نسیم شمال،گل آقا وخورجین و...
7.طنز خانوادگی ،همانطور که از اسم آن پیداست تقریباً جدیداً و بر اثر توسعه شهر نشینی پیدا شده و ناظر به مسایلی نظیر (زن ذلیلی، روابط زن وشوهر، مادر زن وداماد ، عروس ومادر شوهر و...)است.


پی نوشت ها

1.لغت نامه ی دهخدا، حرف ط
2.کتاب طنز 3 چاپ سوره، مقولات کلی شوخ طبعی، نوشته محمد رفیع ضیایی
3. همان
4.همان
5.طنز آوران امروز ایران، نوشته عمران صلاحی، انتشارات مروارید، چاپ ششم 1376
6.کتاب طنز3، مقاله محمد رفیع ضیایی
7.همان
8. همان
9. شاهنامه مدرن، جواد نوری، مقدمه استاد ابوالفضل زرویی نصر آباد
10. کتاب طنز ، مقاله ضیایی
11. بولتن جشنواره طنز، اسلام آباد غرب،1381
12.کتاب طنز 1، چاپ سوره، مقاله طنز واستهزا منطق ویرانگرکی یرکه گور، ترجمه محمد مدد پور
13.دو کلمه حرف حساب، گل آقا، 1363– 1368، ص 5
14.صور خیال در شعر فارسی ، تألیف دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ، چاپ ششم
15. مجموعه شعر، بچه های برق آمده، ابوالقاسم حالت، انتشارات کتابخانه سنایی
16. رک: تاریخ طنز وشوخ طبعی، ص 1، به نقل از کتابشناسی طنز تألیف محمد حسین درافشان

مرکز پژوهشهای اسلامی صداو سیما.



منبع:

http://arthamadan.ir/