X
تبلیغات
رایتل

تفاوت « تیپ » و « شخصیت » (1)

1391/08/14


تفاوت « تیپ » و « شخصیت »



حسن بارونیان


از انواع مهم دیگر شخصیت که نگاهی واقعی به جنبه های اجتماعی و اخلاقی انسان دارد تقسیم شخصیت به « نمونه ی نوعی» - تیپ – و « نمونه ی فردی» است.
« شخصیت نوعی یا تیپ یا شخصیت تیپیک نشان دهنده ی " خصوصیات و اختصاصات گروه یا طبقه ای از مردم است که او را از دیگران متمایز می کند." شخصیت نوعی نمونه ای است برای امثال خود. برای آفریدن چنین شخصیتی باید حقیقت را از چند نمونه ی واقعی و زنده گرفت و با هنرمندی درهم آمیخت تا شخصیت نوعی مورد نظر آفریده شود


« تیپ هم مانند شخصیت، مجموعه ای از صفات انسانی است که ثبات یافته و با همدیگر در تعامل تدریجی و مستمرند، اما تیپ برخلاف شخصیت، خصوصیات مشترک گروهی از آدم هاست که به آن ها نوعی یگانگی و وحدت می بخشد. مثلاً معلمین آموزش و پرورش همه خصوصیاتی مشترک دارند که آن ها را از کسبه و فروشندگان جدا می کند.

" تیپ" عبارت از ویژگی های مشترک افراد یک گروه است که نوعی شباهت و همبستگی بین آن ها را می رساند. اما " شخصیت" ویژگی های فردی و جداکننده ی افراد است. ممکن است یک فرمانده ی نظامی با این که اغلب ویژگی های مشترک نظامی ها را دارد، نوازنده ی موسیقی هم باشد. به علاوه در عین نظم پولادینی که در زندگی اش دارد بسیار شوخ طبع و شاد هم باشد. " هرچه خصوصیات غیرمعمول و به ظاهر متضاد در رفتار و گفتار و ساختار زندگی یک فرد بیشتر باشد شخصیت او پیچیده تر است

رضا براهنی در کتاب « قصه نویس» در مورد تیپ و نمونه ی فردی می گوید:
« قصه نویس، ممکن است شخصیت خود را به عنوان یک تیپ انتخاب کند و با به عنوان یک فرد، یک تیپ تا حدی قبلاً در اجتماع به صورت آماده وجود دارد . یک مالک، یک دهاتی، یک مدیر کل بوروکرات، یک انقلابی و ... ، در اجتماع به صورت تیپ های مختلف وجود دارند. ولی انتخاب قصه نویس از این تیپ ها بستگی به نحوه ی تفکر و ادراک خود قصه نویس دارد. او ممکن است با آن ها رفتار " یک تیپ" را بکند و یا ممکن است " رفتار یک فرد" را با آن ها داشته باشد. به این معنی که ممکن است قصه نویس، تیپی را انتخاب کرده و او را همان طور که هست، نشان دهد. هر تیپی، موقعی که وارد قصه می شود، با خود، وسواس ها ، احساس ها و اندیشه های طبقه ی خود را به همراه می آورد و وارد قصه می کند

« بنابراین، نمونه های نوعی- تیپ- افرادی هستند که نشان دهنده ی یک طبقه یا قشر از جامعه به شمار می روند. و ویژگی ها و خصوصیات کلی آن طبقه را با خود دارند. این قهرمانان نوعی، قدمتی بیشتر از شخصیت های فردی دارند و در داستان های اولیه بیشتر دیده می شوند. مثلاً « خیر» و 

« شر» که در داستان « هفت پیکر» از « نظامی گنجه ای» و یا « مجنون» که درداستان « لیلی و مجنون» او به کار رفته اند و نظامی به تشریح و توصیف موقعیت آن ها می پردازد از آن ها نمونه های نوعی – تیپ- می سازد، که هرکدام از آن ها ویژگی های کلی این نوع از انسان ها را با توجه به خصوصیات و صفات خود را دارند.

البته تیپ ها با توجه به دوران های مختلف اجتماعی و شرایط سیاسی جامعه تغییر می کنند و هر دوره ی جدیدی باعث پدید آمدن تیپ های جدید می شود. برای مثال پروفسورهای گیج و حواس پرت و وکیل های قالتاق و حیله گر، شخصیت های نوعی و مجسم کننده ی خصوصیات و مشخصات گروه یا طبقه ای از مردم هستند و اگر مدت زمانی براین گوره و طبقه بگذرد و خصوصیات آن ها دستخوش تغییر و تحول شود، خصوصیات نوعی آن ها دیگر نمی تواند در مورد آن ها مصداق پیدا کند و این شخصیت ها نمی توانند شخصیت های نوعی محسوب شوند، بلکه به عنوان شخصیت های قراردادی در زمان خود نماینده ی شخصیت نوعی گروه یا طبقه ای خاص بوده است که به مرور ایام بـا تغییر خصوصیات گروه یا طبقه، نوعی بودن خود را از دست داده است.
بلینسکی در تعریف « تیپ» می نویسد:
« تیپ یک " غریبه ی آشناست"،" آشناست" به این علت که خصایص و ویژگی های پدیده های واقعی را نشان می دهد و " غریبه" است به این دلیل که این خصایص و ویژگی ها در شخصیت فردی نوینی یا در تصویر نوینی از زندگی که حاصل خلاقیت هستند، تمرکز می یابند

دکتر سیروس شمیسا در مورد تقسیم و تفاوت شخصیت به « تیپ» و « نمونه ی فردی» می گوید:« فرد خصوصیات مخصوص به خود دارد. خلقیات او همگانی نیست. باید با دقت او را شناخت و با حال و روزگار و افکار و اوهام او آشنا شد، مثل قهرمان " بوف کور" که شاید در دنیای واقعی هم مصداقی نداشته باشد. اما " تیپ"، نماینده ی قشر و صنفی از مردم و جامعه است. یعنی طبقه و گروهی از مردم همان خلقیات و رفتار را دارند. وقتی او را شناختیم مثل این است که هزاران نفر را شناختیم، مثل قهرمان داستان "حاجی آقا" نوشته ی " صادق هدایت". در " مدیر مدرسه" از " آل احمد"، مدیر مدرسه نماینده ی یک تیپ است، اما معلم یک فرد است

منبع:

شمسیا/سیروس/انواع ادبی/ص163
براهنی/رضا/پیشین/ص290
حجوانی/مهدی/پیک قصه نویسی/ش10/ص9 تا11